Cloth: پارچه روی میز که سبز رنگ است.

Nap: پرز پارچه که باید خواب آن رو به سمت نقطه توپ مشکی باشد.

Cushion: دیواره ها که از جنس لاستیک می باشند

Baulk: خط افقی که در قسمت یک پنجم پایینی میز قرار دارد.

D: قسمتی است شما میتوانید در صورت خارج شدن توپ سفید از میز توپ سفید را در آن قرار دهید.

Spot:محل قرار گیرفتن توپهای رنگی است.

Cue: چوب بازی.

Cue ball: توپ سفید که به وسیله چوب به آن ضربه می زنند.

Object ball: توپ هدف که به وسیله توپ سفید به آن ضربه وارد می شود.

TRIANGLE: مثلثی که بوسیله آن توپهای قرمز را مرتب می کنند.

Chalk: گچ.

Tip: سر چوب.

Extension: وسیله ای که به انتهای چوب اضافه می شود تا چوب بلندتر شود.

Balance: تعادل بازیکن در هنگام ضربه زدن.

Stance: طریقه قرار گرفتن پشت توپ.

Grip: نحوه گرفتن چوب در دست.

Angel: زاویه توپ سفید با توپ هدف نسبت به سبد.

Bridge: دستی که روی میز قرار می گیرد تا چوب روی آن حرکت کند.

Full ball: برخورد مستقیم توپ سفید به توپ هدف.

Half ball: برخوردی است که نصف توپ سفید به نصف توپ هدف صورت می گیرد.

Thin cut: برخورد جزئی توپ سفید به توپ هدف.

three quarter ball : برخوردی است که سه چهارم توپ سفید به توپ هدف صورت می گیرد.

Practice: تمرین.

Cueing: طرز حرکت دادن چوب.

Pause: مکثی که قبل از زدن ضربه انجام می شود.

Shot: ضربه.

Power: قدرت ضربه.

Speed: سرعت توپها.

Effect: تاثیر.

spin: چرخش.

Side Spin: چرخش جانبی توپ سفید.

Top Spin: چرخش رو به جلوی توپ سفید.

Screw back: چرخش رو به عقب توپ سفید.

Stun shot: ضربه ای که توپ سفید بعد از برخورد به توپ هدف می ایستد.

Swerve: چرخش دورانی که باعث حرکت منحنی وار سفید می شود.

pot: به سبد انداختن توپ هدف.

Pocket: سبد.

Snooker: حالتی که شما توپ نوبت را به صورت مستقیم نمی توانید ضربه بزنید( ماسک).

Canon: بعد از زدن ضربه به توپ هدف اگر توپ سفید به توپی دیگر برخورد کند و مسیر حرکتش اصلاح گردد.

Plant: توپ هدفی که با برخورد به توپ هدف دیگر وارد سبد شود.

Rest: وسیله ای که برای زدن توپ سفیدی که دور است استفاده می شود.

Spider rest: وسیله ای است که زمانی که توپ سفید دور است و توپ دیگری پشت آن قرار دارد استفاده می شود تا چوب شما در ارتفاع بالاتری قرار بگیرد.

Chinese: ضربه ای است که زمانی که توپی پشت توپ هدف قرار دارد و شما دست خود را روی انگشتان باید بالا بیاورید

Break of: ضربه ابتدای بازی.

Break: امتیاز گیری متوالی.

follow through: همراهی کردن توپ سفید بوسیله چوب به سمت جلو.

Back swing: عقب کشیدن چوب قبل از ضربه.

Run side: چرخشی که باعث باز شدن زاویه توپ سفید بعد از برخورد به باند می شود.

Check side: چرخشی که باعث کم شدن زاویه توپ سفید بعد از برخورد به باند می شود.

Clearance: زدن تمام توپهای روی میز.

Trick shot: ضربه نمایشی.

Pack: قسمتی که مثلث توهای قرمز قرار می گیرد.

Bunch: قرمزهای بهم چسبیده.

Touching ball: زمانی که توپ سفید به توپ هدف بچسبد.

corner  pocket: سبدهای گوشه ای.

Center pocket: سبدهای وسطی.

Middle pocket: سبدهای وسطی.

double kiss: برخورد مجدد توپ سفید به توپ هدف.

Safety: ضربه ایمن که برای قرار دادن توپ سفید در موقعیتی که حریف توپی برای به سبد انداختن نداشته باشد.

Gap: روزنه ای که در هنگامزدن ضربه ایمن توپ سفید از آن گذر می کند.

Foul: خطا.

Foul and a miss: برگرداندن توپها به موقعیت قبلی و تکرار ضربه از همان موقعیت.

Original position: درخواست شما برای برگرداندن توپها به موقعیت قبلی.

Again: در خواست شما برای زدن ضربه مجدد حریف از موقعیت بوجود آمده.

Free ball: انتخاب توپی به جای توپ نوبت.

Push: هول دادن توپ سفید.

Frame : یک دست بازی

Striker  : ضربه زننده

Stroke: ضربه

In hand: در مواقعی که توپ از بازی خارج شود شما می توانید توپ سفید را در اختیار داشته باشید و هر کجای محوطه شروع که مایل بودید قرار بدهید.

Ball in play :  توپهای روی میز که از بازی خارج نشده اند.

Ball on: توپی که نوبت بازی کردن با آن است.

Nominated ball: توپ انتخاب شده.

Forced off the table : بیرون پریدن از میز

Spot occupied: اشغال شدن محل توپ رنگی

Miss: برخورد نکردن

Spotting: قرار دادن توپ رنگی در محلهای تعیین شده

Penalty: امتیاز منفی

Play again: تکرار مجدد ضربه

Stalemat: زمانی که دو بازیکن به علت شرایطی خاص که ممکن است با کوچکترین اشتباه بازی را واگذار نمایند چند  ضربه پی در پی بزنند که موقعیت توپهای میز تغییر محسوسی نکند و داور تشخیص بدهد که این دو بازیکن مایل به تغییر دادن وضعیت ایجاد شده نمی باشند این دست از بازی را را دوباره از نو می چینند.

Conceding: واگذار کردن بازی

Referee: داور

Marker: کسی که تعداد بازیهای برده و باخته بازیکننان را ثبت می کند.

Recorder: کسی که امتیاز بازیکنان را روی تابلوی نتایج درج میکند.